رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

تالارهای گفتگو

  1. عمومی

    هرانچه در ابتدا لازم است بدانید

  2. تایپ و شروع نویسندگی

    از اینجا نوشتن را آغاز کنید

  3. تالار رمان های برتر

  4. تالار خدمات نودهشتیا

  5. کتابخانه نودهشتیا

  6. تالار آموزشی

  7. فیلم و سریال

  8. ورزشی

  9. خاطره بازی نودهشتیا

  10. سرگرمی

  11. فرهنگ و هنر

اطلاعیه ها

  • رمان‌های برتر

  • آمارهای کاربران

    • کل کاربران
      3,139
    • بیشترین افراد آنلاین
      2,455

    جدیدترین کاربر
    RussiaTravelers.chukotka
    تاریخ عضویت
  • آمار انجمن

    • کل موضوعات
      1.4k
    • کل پست‌ها
      26k
  • برترین مشارکت کنندگان

  • آخرین بروزرسانی های وضعیت

    • سایه مولوی  »  Raiya

      وای رمانت واقعاً داره هیجان انگیز میشه خیلی مشتاقم بدونم اون شاه‌سم کیه و البته هنوز هم به شدت به نیکین علاقمند هستم چطوری میشه آدمی که اینقده مهربونه‌ و‌ حتی میترسه یه وقت با لمس کردنش به بچه‌ها آسیب بزنه دوست نداشت؟!😍😍😍
      · 0 ارسال
    • Hananeh  »  ستاره درخشان نیا

      سلام عزیز دل 
      رمانت رو خوندم قلم خوبی داری به دلم نشست، اینکه داستانت در مورد یه دختر ۲۰ ساله نیست راجب یه خانم بالغ ۴۰ ساله هست واسم جالب بود 
      ولی یه نکته وقتی میخوای دیالوگ بگی نباید از «» استفاده کنی باید - بزاری 
      یعنی اینجوری، خانم مهرزاد رو به بچه ها گفت:
      - سلام دخترا.
       
      · 5 ارسال
    • Masoome  »  ghaazal

      میخواستم به آخر پارت که رسیدم یه واکنش سردرگمِ تپل بذارم تو کاسه‌ات غزل چون واقعاااا سردرگم شده بودم از اینکه اینا یه دفعه چشون شده منتها برو به جون امره و نهان دعا کن که به قشنگیِ بچه‌هام بخشیدمت خانوم محترم😒😂🎀
      ماهور و یامور چرا جنی شدن؟ اونم از ماهور که با خبر خوش امره همچنان پنچر بود، حالا البته اینا تازه از شنیدن حقایقِ سر دلِ گیر کنِ فرهاد اومدن طبیعیه دل و دماغ نداشته باشن، ولی الان خودشون چشونه که دارن بحث میکنننننن، اون یامور بدبخت که صداشم هنوز بغض داره، منم که دنبال بهونه برای تاختن روی ماهورررر *وی دستانش را به هم میمالد* اصلا همه‌اش ندیده و نشنیده تقصیر ماهوره و بسسسسس با منم بحث نکن🙄😂😂😂😂🍃ببین من کاری به کارش ندارم خودش هی بهونه دستم میده، حالا چشه صدا رو از انداخته پسِ کله‌اش؟ باور کن غزل هرجوری فکر میکنم فقط همون مارالِ موذی از پسِ این برمیاددددد، یامور براش زیادی مظلومه😂😂
      وااااای ولی سر امره و نهان این نیش من مگه بسته میشدددددد؟🥺😭✨ مُردم براشون لنتییییی، اینا رو باید قاب کنی بذاری تو موزه به عنوان قندترییییین زوجِ قرن یه وقت کسی مخصوصا خودت دست بهشون نزنههههههه😭✨🎀 گردن‌گیرتونو درست کنید عشقای من شما دیگه از دوست دختر دوست پسر گذشته برای من رسماااا زن و شوهر به حساب میاین💅🎀✨ نهان ذوق کرداااا وقتی اون بچه اون بچه به امره گفت دوست دخترت؛ من اگه جای بچه بودم میگفتم برای مامان بچت گل نمیخری؟🙄😂✨🎀 بعدش دیگه امره و نهان و باهم از دست میدادیممممم نه که جفتشونم از خداشونه، من که میدونمممممم🙄😂💅 همون امره... ولش میکردی پشت چراغ قرمز نهان و عقدش میکرد😂💅✨
      گل برای گل؟ پسرم این دیگه نخ نیست طنابهههههههه😭😂🎀 تو رسما داری با نگاهت از دختر مردم خواستگاری میکنی خودت خبر نداریییییییی😭😂🎀 همین که اون گل برخلاف پول کمش همچین یه دنیا براش ارزش داشت دیگه معلومه دلو داده به پسر خنگ من و رفتهههههههه؛ والا من که از همین الانشم اینارو زن و شوهر میدونم باقیش تشریفاته فقط، خدا خیرت بده ماهور تنها کار خوبی که تو کل زندگیت کردی همین بود که لابه‌لای بدبختیای خودت بختِ رفیقت و باز کردی، از زاویه‌ی امره بخوام به قضیه نگاه کنم ماهور رفاقت و در حقش تموم کرداااا😂🎀
      · 0 ارسال
    • هانی بانو  »  ferferi

      دوست عزیز لطفاا توی تاپیک رمان ها پیام متفرقه نذار
      تاپیک رو مدام چک کن تا هروقت پارت کذاشتم متوجه بشی
      · 0 ارسال
    • ایلماه  »  هانیه پروین

      سلام این کاربرای مخفی‌ای که جای چه کسی آنلاین هست هستن چطورین؟🤔
      · 4 ارسال
×
×
  • اضافه کردن...